بدون عنوان
سلام نفس من خوفی
مامانی بچه ها امدن خونمون امیر و شایان مریم
اخجونمی ولی نامردا زیاد با تو بازی نمی کنن نی نی من هی میره دنبالشون اون بی معرفتام تحویل نمیگیرن
میکشمشون ،مامانی وقتی شایان امد تحویلش نگرفتی ولی وقتی سوغاتیتو میده میری بغلش
خیلی بلایی دیروز مثل فرفره از نرده های تخت رفتی بالا خیلی ترسیدم
باید خیلی مواظبت باشم اصلأ نمیتونمتنهات بزارم عروسک
دخترم سال ٩٠ داره تموم میشه سال ٩١ شروع میشه
از خدا میخوام سال خوبی برای هممون باشه همه مردم شاد زندگی کنن میدونی دخترم چند روز پیش داشتیم با خاله ارزو میگشتیم ٢ تا ماشین کنار هم وایستادن چند تا جوون امدن پایین شروع کردن همدیگرو بغل کردن
یهو خاله ارزو گفت وقتی ٢ نفر همدیگرو بغل میکنن من خیلی خوشحال میشم
![]() |
||||
مامی رفت توفکر دیدم اره خیلی حس خوبی به ادم دست میده اینروزا مردم کمتر همدیگرو بغل میکنن کاش دباره همه با هم مهربون شن نه دعوا نه سرصدا همه با هم شاد باشیم امین




بدون عنوان 
